گفت: تو را
پرسید: توچی؟
گفتم : زندگی را .
قهر کرد و رفت برای همیشه و دیگر بر نگشت.
خدای من آخر او نمی دانست که خودش
تمام زندگی من بیچاره است.
در لحظه ای که هیچ امیدی نداری و
کاملا از خودت مایوس هستی
فراموش نکن هنوز کسی نظاره گر توست
در کنار تو و نزدیک تر از همه به تو و تو را
یاری خواهد کرد .
هرگز خدا را از یاد نبر
او همیشه با توست ...
