تبليغاتX
آغاز نو - عزیز ترینم درکم نکرد.
آری آغاز دوست داشتن است ××× گرچه پایان راه ناپیداست
پرسیدم زندگی را زیاد دوست داری یا مرا؟

گفت: تو را

پرسید: توچی؟

گفتم : زندگی را .

قهر کرد و رفت برای همیشه و دیگر بر نگشت.

خدای من آخر او نمی دانست که خودش

 تمام زندگی من بیچاره است.

  

در لحظه ای که هیچ امیدی نداری و

کاملا از خودت مایوس هستی

فراموش نکن هنوز کسی نظاره گر توست

در کنار تو و نزدیک تر از همه به تو و تو را

یاری خواهد کرد .

هرگز خدا را از یاد نبر

او همیشه با توست ...

+ نوشته شده در  Thu 22 Jun 2006ساعت 1:37 PM  توسط عبدالله رفیعی  |