شعر زیر را یکی از دوستانم فرستاده
من كه مي دانم شبي عمرم به پايان مي رسد
نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد
من كه مي دانم اجل ناخوانده ي بيدادگر
سرزده مي آيد و راه گريزي نيست نيست
من كه مي دانم به دنيا اعتباري نيست
بين مرگ و آدمي قول و قراري بيش نيست
پس چرا ...

+
نوشته شده در
Thu 15 Jun 2006ساعت
7:15 PM  توسط عبدالله رفیعی
|