صدای چنگ به عالم رسید از اینجا
به گیسوان پریش تو وقتی بردم چنگ
و جان و دل همه در رهن آب انگوری
به قطره اش بدهم قطره های نام و ننگ
قندی یگدنه گل سرخ مره دد و مه اوره یگدنه گل زرد ددم.
دفعتا رنگ شی پریده و گفت خدا نا خواسته ازمه بد تو امده ؟؟؟
وارخطا شده گفتم نه نه خدا نه کنه میترسم از اوم روزی که
تو از مه بد تو به یه و دلگیر شونی
و وختی پسی گلی زرد سر گردو بگیردی
پیدا نتنی و تکلیف شده دق شنی.
