تبليغاتX
آغاز نو
آری آغاز دوست داشتن است ××× گرچه پایان راه ناپیداست
 

بلبل زعشق گل که چنان رنجها کشید

افسوس چیدنش  زچمن دیگران  نمود

 

+ نوشته شده در  Sat 19 Nov 2005ساعت 7:38 PM  توسط عبدالله رفیعی  | 

آهای خواهر و برادر !


هیچ چیز با گذشت زمان آسانتر نمی شود

 
ما خسته تر - ضعیف تر- دلشکسته تر 

 
و تنهاتر می شویم


و پذيرش چيزها .....؟؟؟ آسانتر مي شوند


همين .

+ نوشته شده در  Sat 19 Nov 2005ساعت 7:33 PM  توسط عبدالله رفیعی  | 

+ نوشته شده در  Sat 19 Nov 2005ساعت 7:20 PM  توسط عبدالله رفیعی  | 

برای هزارمین بار گفت دیگری  را دوست دارد

برای هزارمین بار گفتم آرزوی خوشبختی ات را دارم

برای هزارمین بار گفت بدون او نمی تواند زندگی کند

برای هزارمین بار گفتم از خدا می خواهم که او از تو باشد

برای هزارمین بار گفت همچو شاهزاده ها  است

برای هزارمین بار گفتم تو شهبانو اش باشی

برای هزارمین بار گفت تو که از من دلخور نیستی

برای هزارمین بار گفتم نه......هرگز

تا نشکسته باشم دلش را.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  Sat 19 Nov 2005ساعت 7:18 PM  توسط عبدالله رفیعی  |